تبلیغات
محیط زیست - تالاب‌های شور ایران گنجینه ذخایر ژنتیکی نسل آینده

" گنج های كشف ناشده " عنوان مقاله ایست ارزشمند از جناب آقای دكتر حسین آخانی ،‌زیست شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران . این مقاله در سه بخش مجزا با عنوان گنج های كشف ناشده و فاجعه در تالاب میقان اراك و مرثیه ای بر یك رویا  روز پنجشنبه گذشته در كارگزاران به چاپ رسید .

پیشنهاد می كنم این مقاله ارزشمند علمی - زیست محیطی را حتما از ابتدا تا انتها بخوانید تا دریابید ما ایرانیان امروز چگونه و چه مفت و آسان گنجینه های ژنتیكی كشورمان را از دست می دهیم .

دكتر آخانی ،‌ با قلمی شیوا و روان به بیان وضعیت گیاهان شورزی ایران پرداخته است . مرثیه ای بر یك رویا همان قسمت مهم مقاله است كه در انتها آمده است . بخوانید و بعد افسوس بخورید كه چرا باید طبیعت كشورمان را اینچنین ناشیانه تخریب كنیم. متن كامل مقاله ایشان در ادامه آمده است .

تالاب‌های شور ایران گنجینه ذخایر ژنتیکی نسل آینده

گنج های كشف ناشده

دكتر حسین آخانی*

 

ایران کشوری خشک و نیمه خشک است. به جز دامنه های شمالی کوه های البرز و سواحل دریای خزر و مناطق مرتفع زاگرس، سایر نقاط ایران جزء مناطق خشک طبقه بندی می شود. در بسیاری از این مناطق به دلیل طولانی بودن دوره خشکی و بالا بودن تبخیر، هر ساله بخشی از نمک خاک از لایه های زیرین خاک و یا نمکی که از سازندهای شور شسته شده است در لایه های سطحی تجمع می کند. تجمع دراز مدت نمک طی صدها هزار تا میلیونها سال باعث به وجود آمدن اکوسیستم های شور می شود. اکوسیستم های شور ایران به سه شکل رودخانه های شور، تالاب های شور و سواحل شور دیده می شوند. رودخانه ها و تالاب های شور ممکن است فصلی و یا دائمی باشند و به نام های مختلفی مانند دریاچه، شوره زار، تالاب، دق، کفی و حتی کویر گفته می شود.

 

در ایران مرکزی صدها رودخانه فصلی و دائمی شور و لب شور و حدود 60 تالاب و یا دق شور دیده می شود. تعداد دیگری از این محیط ها در آذربایجان غربی و شرقی و دشت گرگان و ترکمن صحرا دیده می شود. در این میان دریاچه ارومیه به عنوان بزرگ ترین دریاچه داخلی ایران به عنوان پارک ملی و تالاب های واقع در ترکمن صحرا از اهمیت خاصی برخوردارند. در ایران مرکزی و جنوب شرقی ایران حوزه های بزرگی مانند دریاچه نمک، دریاچه قم (حوض سلطان)، کویر یا تالاب میقان اراک، تالاب گاوخونی، کویر لوت، جازموریان، دریاچه های بختگان و تشک و مهارلو وجود دارند که مشخصه مشترک همه آنها تجمع لایه های نمک در بخش مرکزی است که به تدریج در حاشیه از شوری و رطوبت خاک کاسته شده و زیستگاهی شگفت انگیز در حاشیه خود برای رویش و زندگی گیاهان و سایر موجودات نمک دوست ایجاد می کنند. تقریبا تمام این دریاچه ها حداقل در فصلی از سال پذیرای پرندگان مهاجر هستند و هر کدام دارای فون مخصوص بوده و زندگی بخشی از پرندگان غیر مهاجر و بومی به این زیستگاه ها وابسته است.

 

از سوی دیگر تالاب ها و رودخانه های شور ایران از تنوع کم نظیری از نظر گونه های گیاهی شورزی (هالوفیت) برخوردارند. بر اساس آخرین تحقیقات این نگارنده تا به حال 412 گونه گیاه شوررست در ایران شناخته شده است. اهمیت تنوع زیستی و زیست فن آوری گیاهان شوررست در آن است که در این گیاهان مکانیسم هایی تکامل یافته که قادرند در شوری های بالا و بسیار بالا رشد کنند. برای نمونه گونه بومی سالیکورنیای ایرانی (Salicornia persica) که اخیرا توسط نگارنده از دریاچه بختگان و دریاچه تشک و تالاب گاوخونی شرح و نام گذاری شده، قادر است در شوری بسیار بالا (بیش از 200 دسی زیمنس یا حدود 120 گرم در لیتر نمك) رشد کند. تحمل این شوری از عجایب طبیعت است. جالب است بدانید که در بذرهای سالیکورنیا مقدار زیادی روغن وجود دارد که میزان روغن و پروتئین های آن با سویا برابری می کند.

 

سالیکورنیای بومی ایران (Salicornia persica) در تالاب گاوخونی

 

گز (Tamarix) از دیگر گیاهان مهم شورزی ایران است. بیشترین گونه های گز در جهان در ایران شناخته شده است. گزها دارای غده های نمکی هستند که می توانند نمک اضافی را به بیرون پمپاژ کنند. گزها گیاهان درختی و درختچه ای اند که می توانند در بسیاری از شوره زارهای ایران جنگل طبیعی و بسیار انبوه ایجاد کنند.

 

بیشتر گونه های تالاب های شور ایران قادرند به عنوان گیاه پالایی (Phytoremediation) به کار برده شوند. از آنجایی که این گیاهان قادر به جذب بالای نمک هستند می توان از آنها در  نمک زدایی از خاک های شور استفاده کرد. تعدادی از این گیاهان به دلیل داشتن قدرت جذب کلر، عملا کاربرد زیادی در جذب آلودگی های مناطق نفتی و پتروشیمی به خصوص فلزات سنگین و پساب ها دارند. در گذشته ای نه چندان دور از قلیای بسیاری از این گیاهان در ساخت صابونهای سنتی استفاده می شد. حتی بعضی از گونه های آن مانند کاکل یا گوگله (Suaeda aegyptiaca) در جنوب کشور به عنوان سبزی خوردنی استفاده می شود و در برزجان به عنوان سبزی خوردن كاشت می شود كه با آب شور آبیاری می شود. این رخداد از اهمیت خاصی برخوردار است به این دلیل كه در قرن 21 مردم بومی جنو ب ایران یكی از گیاهان وحشی را اهلی كرده اند.

 

تعدادی از گونه های شورزی ایران از زیبایی خاصی برخوردارند که از آنها می توان به عنوان زینتی استفاده کرد. نمونه آن گیاه بومی و در معرض خطر Hypericopsis persica است که فقط در اطراف دریاچه بختگان و طشک می روید اما متاسفانه خشکی این دریاچه ها و فعالیت های کشاورزی گسترده در اطراف آن بقای این گیاه را تهدید می کند.

شاید یکی از مهم ترین کاربرد های گونه های شورزی تالاب های ایران، نقش آنها در تولید ماده آلی در شرایط بسیار سخت است که عمدتا بدلیل شوری بالا و گرما فاقد ارزش کشاورزی است. تعداد زیادی از این گیاهان مهمترین منبع تامین علوفه و خوراک دام های منطقه است.

 

وضعیت حفاظتی تالاب های شور ایران

تقریبا تمام تالاب ها و دریاچه های شور ایران و سواحل شور حاشیه دریای خزر و خلیج فارس در معرض انواع تهدید ها هستند. مهم ترین تهدید تالاب ها پروژه های گسترده سدسازی و بهره برداری بی رویه از منابع آبی زیر زمینی است که باعث خشک شدن و کاهش شدید سطح آب این تالاب ها و دریاچه ها شده است. مثال بارز آن دریاچه ی ارومیه است که حدود 4 متر از عمق آب آن کاهش یافته و حدود یک سوم مساحت آن خشک شده و به شوره زار تبدیل شده است. دریاچه های دو قلوی بختگان و طشک و تالابهای میقان اراک و گاوخونی وضعیت مشابهی دارند. با خشک شدن این تالابها باد ،‌ نمک آنها را به تدریج به زمینهای کشاورزی اطراف و مناطق مسکونی شهری و روستایی منتقل می کند و بعد از گذشت یک یا دو دهه اثرات ویرانگر آن آشکار می شود. رخدادی که با خشک شدن دریاچه آرال در آسیای میانه بزرگترین فاجعه بشری قرن گذشته را ناشی از نابخردی برنامه ریزان شوروی سابق رقم زده است.

 

دومین عامل مهم تهدید کننده مناطق کشاورزی در حاشیه تالابها چرای بی رویه است. این مناطق بدلیل شوری و استعداد شور شدن بعد از عملیات کشاورزی و چرا هم فلور طبیعی خود را از دست می دهند و هم به دلیل افزایش شوری کیفیت خاک آنها حتی برای گیاهان خودرو کاهش می یابد. اشغال این مناطق توسط گیاه مهاجم خارشتر یکی از نتایج تخریب و چرای زیاد است. سومین عامل تهدید کننده این مناطق جریان پساب های صنعتی، شهری و روستایی و کشاورزی به آنها است. چهارمین عامل تهدید کننده تالابها و سواحل شور احداث صنایع آلوده کننده بخصوص صنایع پتروشیمی و نفتی در این مناطق است. متاسفانه امروز باور بسیاری از مدیران بر بی ارزش بودن اکوسیستمهای شور است به همین دلیل به راحتی اجازه احداث تاسیسات آلوده کننده را در چنین مناطقی می دهند. مثال آن تمرکز تاسیسات پتروشیمی در تالابهای شور و سواحل شور جنوب کشور و اجازه احداث پروژه مجتمع پتروشیمی در تالاب صوفیکم استان گلستان بود که هر چند محل احداث آن تغییر کرد ولی همچنان احداث چنین صنایعی در گلستان ایران پسندیده نیست. پنجمین عامل تهدید کننده تالابهای شور برداشت بی رویه نمک بدون در نظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی است. ششمین عامل تهدید کننده تالابها ورود گونه های خارجی و مهاجم است. متاسفانه نا آگاهی دست اندرکاران باعث شده بدون مطالعات اکولوژیکی گونه های گیاهی و جانوری را وارد محیط های آبی کنند. ورود آزولا (سرخس آبزی) به تالابهای شمال کشور و از جمله انزلی از بزرگترین اشتباهات تاریخی از این نوع است. ورود انواع ماهیهای غیر بومی و آرتمیای وارداتی از جمله موارد دیگری است که دیر یا زود اثرات منفی خود را در این زیستگاهها نشان می دهد.

هفتمین و نه آخرین عامل تهدید کننده این اکوسیستمها شکار بی رویه و به دام انداختن پرندگان شکاری در تالابهای شور است. به دلیل وسعت این مناطق و دلایلی که ذکر آنها در حوصله این نوشتار نمی گنجد نظارت و حفاظت این اکوسیستمها توسط سازمان حفاظت محیط زیست فوق العاده ضعیف است.

 

فاجعه در تالاب میقان اراك

بسیاری از تالابهای شور بطور هم زمان از چند عامل تهدید کننده آسیب می بینند. یکی از این نمونه ها تالاب میقان اراک است. در سال 1365 و 1366 که این نگارنده مشغول تحقیق تالاب میقان اراک بودم بیش از یک سوم گیاهان شورزی ایران را در آن منطقه شناسایی نمودم. در بازدیدی که امسال از آن منطقه داشتم با یک فاجعه بزرگ مواجه شدم. تقریبا کلیه جوامع سالیکورنیای تالاب میقان به دلیل پائین رفتن سطح آب آن نابود شده است. تنها منبع آبی دائمی که به این دریاچه سابق وارد می شود پساب تصفیه خانه فاضلاب اراک است! برداشت بی رویه سولفات سدیم در این منطقه به کلی سیمای آنرا تغییر داده است. درست 20 سال پیش با زحمت و تلاش توانستم به سه جزیره زیبای این دریاچه بروم، ولی در این سالها تا قلب این جزیره ها جهت برداشت سولفات سدیم جاده کشیده شده و ناقوس مرگ تالاب میقان به صدا در آمده است. بر اساس مدارک ثبت شده درست مشابه 20 سال پیش این منطقه جولانگاه دام اندازان پرندگان شکاری است. در فاصله سالهای 1367-1368 تلاشهای این نگارنده در قانع کردن کردن سازمان حفاظت محیط زیست در حفاظت این منطقه و تبدیل آن به منطقه حفاظت شده بی نتیجه ماند.

 

وضعیت طشک و بختگان نیز  - علیرغم آنکه حتی نام پارک ملی را روی كاغذ دارند - به مراتب اسف بارتر است. چرا که این دریاچه ها خواستگاه چندین گونه گیاهی بومی و منحصر به فرد است که انقراض و نابودی این گیاهان علاوه بر خسارتی که به نسل آینده وارد می کند باعث نابودی حلقه های تکامل می شود. این گیاهان حاوی ژن هایی هستند که آینده غذایی بشر به آنها وابسته است.

 

خشک شدن تالاب میقان اراک و نابودی جوامع جگن. در بین این جگنها گیاه در حال انقراض Microcnemum coralloides رویش داشت که متاسفانه به کلی در منطقه در حال نابودی است.

 

مرثیه ای بر یك رویا

در شرایط فعلی با افزایش جمعیت و پدیده گرمایش کره زمین - که نتیجه آن شورشدن خاک و گسترش بیابان هاست - بیش از هر چیز نیازمند به گونه های زراعی هستیم که بتوانند در خاک هایی با شوری بالا رشد کنند. این کار فقط به دو صورت امکان پذیر است: نخست استفاده و اهلی کردن همین گونه های وحشی به منظور استفاده غذایی و یا علوفه و دوم امکان انتقال ژن های این گیاهان به گیاهان زراعی جهت افزایش بردباری آنها به شوری و خشکی. بهتر است با یک مثال این نوشته را به پایان برسانم تا برای کسانی که هنوز توسعه را با نابودی این تالاب ها و ساخت سد و صنایع آلوده کننده و جاده سازی می بینند کمی به عواقب عملکرد خود اندیشه کنند.

حاشیه کویر و رویش گیاه بینرتیا، گیاهی معجزه ای که نه تنها از ساختار فتوسنتزی بی نظیری برخوردار است بلکه در جایی می روید که هیچ گیاه دیگری قادر به رشد نیست.

سال ها بود که دانشمندان رویای انتقال ژن گیاهان C4 را به گیاهان زراعی C3 داشتند. گیاهان C4 دارای مزیت تولید بالا در شرایط اقلیمی گرم، با مصرف آب کم و در خاک های شور می باشند. انجام این مهم برای متخصصان علم بیوتکنولوژی بسیار پیچیده بود. چرا که گیاهان C4 ساختارسلولی پیچیده ای دارند که حتما بایستی دو سلول با همکاری هم بتوانند مکانیسم C4 را انجام دهند. سال 2002 نقطه عطف در تاریخ علم گیاهشناسی، فیزیولوژی و بیوتکنولوژی بود. با کمال تعجب در تحقیقاتی که این نگارنده و همکاران خارجی داشتیم به دو گیاه در تالاب ها و سواحل رودخانه های شور ایران برخوردیم که می توانند فتوسنتز C4 را دریک سلول انجام دهند. کشف فتوسنتز C4 در این گیاه رویای امکان انتقال ژنهای گیاهC4  را به گیاهان C3  زراعی مانند برنج را به واقعیت نزدیک می کند. مفهوم آن به زبانی ساده رخداد بزرگترین انقلاب کشاورزی در جهان است. اگر این کار انجام شود به بشر این امکان را می دهد که برای مثال برنجی بکارد که محصول آن تا حدود دو برابر افزایش می یابد. این برنج قادر است در مناطق کم آب، بسیار گرم و خاک شور رشد کند. چیزی که بیشتر به داستانهای تخیلی شبیه است. نام علمی این گیاه رویایی بینرتیا Bienertia است که دارای دو گونه است. گونه اول آن به نام Bienertia cycloptera در تالاب ها، حاشیه رودخانه ها و زمینهای شور مناطق مرکزی ایران رویش دارد و گونه دوم که جدیدا به نام خلیج فارس(Bienertia sinsupersici) نامگذاری شده است، در سواحل جنوب ایران و اطراف دریاچه بختگان می روید. این گیاه به حدی اعجاب آور است که تا به حال تصویر آن و شکل سلول های آن چهار بار زینت بخش جلد مهم ترین ژورنال های بین المللی شده است.

چند هفته پیش که از جاده جندق به دامغان - که از دل کویر می گذرد - عبور کردم، در آنجا که دیگر هیچ موجودی دیده نمی شد فقط گیاه بینرتیا را دیدم که بی مدعا در آن شرایط می روید. با خود گفتم راستی چرا ما آدمیان قدر این نعمت های بی نظیر خدادادی را نمی دانیم و با دست خود با خشکاندن این اکوسیستم ها حق حیات را از موجوداتی می گیریم که بقای فرزندان ما به حفظ آنها بستکی دارد.

راستی آیا آنانی که بر اجرای پروژه هایی که به نابودی نابودی دریاچه ارومیه، تالاب میقان، دریاچه بختگان و طشک و تالاب انزلی می انجامد اصرار می ورزند، آیا از نتیجه عملکرد خود و خسارتی که به این سرمایه های خدادادی که طبق قانون اساسی حیات و شکوفایی نسل امروز و فردا به بقای آنها وابسته است، وارد می آید آگاهند؟

* دكتر حسین آخانی دانشیار گروه گیاهشناسی و عضو هیات علمی دانشكده علوم دانشگاه تهران است.
وی مدرك دكترایش را در سال 1998 از دانشگاه مونیخ گرفته است و تاكنون تحقیقات زیادی درباره فلورو جغرافیای گیاهی ایران و سایر كشورهای جنوب غربی آسیا انجام داده است. بوم‌شناسی، جغرافیای زیستی، تبارشناسی مولكولی، تنوع زیستی و... از حوزه‌های فعالیت اوست.  


How do you grow?
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:21 ب.ظ
Simply want to say your article is as amazing. The clearness
to your put up is just spectacular and that i could suppose you're a professional in this subject.
Well along with your permission allow me to snatch your RSS feed to stay
updated with impending post. Thank you one million and please keep
up the enjoyable work.
lorelandruth.soup.io
چهارشنبه 18 مرداد 1396 10:55 ق.ظ
great post, very informative. I ponder why the other experts of this sector don't realize this.
You should proceed your writing. I am confident, you've a great readers' base
already!
home std test kit
جمعه 2 تیر 1396 06:27 ب.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی
که صدایی مناسب ابتدا آیا نه حل و
فصل درست با من پس از برخی
از زمان. جایی در سراسر جملات شما در واقع موفق به من
مؤمن اما تنها برای بسیار در حالی که کوتاه.

من با این حال مشکل خود را با جهش در
منطق و شما خواهد را خوب به کمک پر همه
کسانی شکاف. در این رویداد
شما که می توانید انجام من خواهد
قطعا تا پایان مجذوب.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر